Followers

invocation

۱۳۹۱/۷/۲۵ ه‍.ش.

13.10.12



Blossom, October 13, 2012 

بلاسم   ۲۲  مهر  ۱۳۹۱

درود بر شما دوستان من. موضوع خنده داری شده که برخی از طرفداران شما نوشته می گویند که شما همیشه درباره عشق سخن می گویید و می پرسند کی موضوع بحث را عوض خواهید کرد؟  نظر شما چیست؟

درود و شادی بزرگ بر تک تک شما باد. ما چیز زیادی برای گفتن در این باب نداریم بجز آنکه بگوییم "شما را عاشقانه دوست داریم" با احترام کامل برای همهآنهایی که پیامهای ما را تکراری پنداشته اند بطور کامل متوجه موضوع نشده اندبنابراین نیاز به تکرار است!

بعضیها بسرعت می پندارند که روشن و نورانی شده اند و مکرر به دیگران گوشزد می کنند که افرادی بسیار عرفانی هستند … درحالیکه اینها همان روحهایی هستند که در مورد کسانی که به آنها پشت کرده اند منفی بافی می کنند. از این روی نیاز به تداوم کوبیدن مکرر بر طبل است و خواندن اینکه: عشق آنی است که شما هستید … تا آنکه آنرا دانسته (بفهمند) و بطور کامل بدان تبدیل شوید.

هنگامی که شما دیگربار به عشق باز گشتید … آنگاه شما یک فرد بسیار عرفانی خواهید شد. چون به بینید عزیزان ، یک فرد بسیار عرفانی تمایلی به افشای این امر به دیگران ندارد! زیرا بسیار عرفانی بودن ، فقط بودن است ( و نه گفتن)!

من شخصا با موضوعی که شما قصد گفتگو درباره اش دارید احساس راحتی می کنم. بندرت پرسشی شتابناک دارم … و در نهایت مسرت انتخاب موضوع گفتگو را به شما وا می گذارم. اگرچه … زمان زیادی تا آخر سال باقی نمانده … گرما در حال افزایش و قلبها در اهتزازند. شما خود چطورید و چگونه احساسی دارید؟

ما احتمال اختلالاتی را می دهیم که هر لحظه ممکن است روی دهند.

اختلالات ، این خبر کمی ناخوشایند است.

در حالیکه ممکن است شما روی درب اتاق خود بنویسید : لطفا مزاحم نشوید! این جمله بسادگی مفهوم : وقفه ای ایجاد نکنید … دارد. بنابراین ، می توان گفت … همه چیز خوبست … هر روزی (حتی حالا) ممکن است وقفه ای در روند عادی زندگی پیش آید و هنگامی که جریان جدید شکل گرفت … هرگز کسی متوجه تفاوت روند عادی گذشته و حال نخواهد شد.

هیجان آنگیز می نماید. می دانم بسیاری هستند که بسادگی به آسمان خیره شده و در خاموشی قلب خود فریاد می زنند: بیاورید آنرا! پس هرچه که منظورتان در این گفتار است ، اطمینان داشته باشید که بسیاری از ما در حال پیش بینی تدریجی آنند! 

ما می توانیم حقیقت را تداوم بخشیده و تکرار کنیم که: ما با عشق آمده ایم.

می توانیم خواستار عفو و بخشش شما درباره آنهای که با شیوه های بحث انگیز ناراحتیها و ناخوشنودیهای فراوانی ایجاد کرده اند باشیم.

می توانیم بگوییم که در نهایت افتخار  "جنگاوران نور" را که "شما هستید" کشف کرده ایم.

شما برای مدت زمان بسیار درازی بشکل تحت پوشش و مخفی بوده اید ، و در این روزهای نزدیک آینده … شما … بعنوان پدران ، مادران و اجداد آیندگان … بصورتی واحد و همبسته رژه خواهید رفت و روح شما نیز درک خواهد کرد … که شما تنها نیستید. 

بسیاری از شما بشدت احساس کرده اند که فراموش شده اندولی خیلی اشتباه فهمیده اند … هم اکنون به شما می گوییم که بدانید چه خواهد شد … که قلب های درون قلب شما با قدرت و نیرو به تپش افتاده بدانید و بپذیرید که چرا اینجا هستید (در این زمان ویژه). و تمامی احساساتی که حقیقت وجود شما را انکار کرده رها کنید.

از درون شما … فرد فرد شما … برخواهد خاست "آن شمایی که به اینجا (کره زمین) آمده اید برای کاری که باید انجام دهید" .

بیش از این پرسشی برای پرسیدن باقی نخواهد بود. بیش از این در توان اجرای ماٌموریت الهی خود تردیدی نخواهید داشت. این موارد نخواهند توانست در معادلات آینده نزدیک شما وارد شوند. 

چرا که ما می گوییم "هنگامیکه همه اینها روی دادند … توقفی برای شما وجود نخواهد داشت".

شما تفاوتی را در تنفس خود هنگام بیداری از خواب حس خواهید کرد. چه آنهایی که نتوانسته اند دلیلی برای وجود و موجودیت خود پیدا کنند … جهشی در گامها و تپش قلبهایشان خواهند داشت. 

اینک دنیای جدید  بسیار بشما نزدیک است. برای ما بسی مناسب است که آنرا بدینگونه برای شما شرح دهیم. شما چون یک آرشیتکت (مهندس معمار) هستید … نقشه بنا ترسیم شده … مهرها و تاییدیه های لازم در پایین نقشه هست … چراغ سبز شروع کار بشما داده شده و آنچه که مانده فقط "ساختن بناست". روی کاغذ همه چیز درست است. طراحی بی عیب و نقص است. آنچه که برای تحقق بخشیدن به این ساختمان مورد نیاز است "مصالح" است.

من احساس درستی از کلمه "مصالح" ندارم … می شود توضیح بیشتری دهید لطفا؟

سوٌال شما آن است که ما دقیقا امید داشتیم بپرسید. چون آنها را ما تدارک خواهیم کرد.

منظورتان از مصالح آجر و آهک که نیست؟

در حقیقت خیر. منظور ما تدارک آن مقدار "دلربایی اضافی" است بگفته شما … برای اینکه شخص احساس تفاوت را در درونش بکند … برای اینکه این جهان تازه را بسازد. 

هنگام پختن نان … عنصری مورد نیاز است که موجب شود نان در تنور پف کند. بنابر این شما می توانید ما را در این پروژه بنام آن عنصر ، "مخمر" بنامید. ما آن مقدار کمک اضافی را که امکان آن نشاط و شادی که باید ایجاد کند ، عرضه می کنیم.

آیا منظور شما عرضه نمودن "انرژی برتری" است؟ و اگر چنین است … چه شکلی بخود خواهد گرفت؟

ما می پذیریم آنچه که عرضه می داریم در شرایط کنونی به اشکال و راههای متفاوتی برداشت می شود. بنابر این بهتر است موضوع را روشن کنیم. "تغییرات قطعی قابل توجهی" روی خواهند داد … 

ما در باب روند تدریجی رویدادها سخن گفته آنرا نفی نمی کنیم. در عین حال اعلام می کنیم که چیزی در شرف وقوع است که می توان آنرا "نقطه شروع" نامید … "لحظه ای که همه چیز آغاز می شود" ، اگر مایلید آنرا بدین شیوه بنامید.

بلیعلاقمندم. می دانم که شما نمی توانید اسرار را درز بیان نموده موارد تعجب برانگیز را فاش کنیدبا این حال قلب من در حال دویدن است ولی احساس آرامی دارممنظورم احساساتم است!

کمی بیشتر توضیح دهیم. برای تکمیل این پروژهاخبار خیلی بیشتری زمانی که بطور کلی در آستانه و راستای تکمیل تر تصویر (رویدادها) قرار گرفتید فاش خواهد شد. ما فقط می توانیم بخشها و قطعاتی که در شرف آشکار شدن هستند عرضه کنیمآنهم در مواقعی که بطور کامل اطمینان حاصل کنیم که آن دانسته ها بدرستی فهمیده خواهند شدبدین سبب که بخش بعدی طرح و نقشه با موفقیت پی گرفته شود.

بگذارید اطمینانی مجدد دهیم که رویدادهایی که بوقوع خواهند پیوست … پس از فرو نشستن همه هیجانهای اولیه آنها … شما را به مراتبی بس بالاتر خواهد برد. آنگاه شما با خود خواهید گفت "آیا می توانند این رویدادها واقعی باشند؟"

در چه سطحی منظور شماست؟ ناراحت نشویدگفته های شما شامل هر چیزی از انتقال فیزیکی به نقطه ای دور در آن واحد گرفته تا خلق و بوجود آوردن

دقیقا. این شامل  هر چیزی می شود … و چنین است! در عین حال … شما متوجه شگفتیها نخواهید شد مگر آنکه قلبتان در شرایط صحیحی باشد. 

عشق … جایی است که قلب شما بدان تعلق دارد … جایی که در آن زندگی می کند. 

همچنانکه شما فرکانس حقیقت برتر خویش را حس می کنید … همچنانکه شما در آن جای می گیرید … بسیار شبیه آنست که شما منزل خود را به مکان جدیدی منتقل نموده شروع به کشف و شناسایی مکانهای مورد نیاز در همسایگی کنید (مثل مغازه ها و …) … تا در نهایت همه چیز بسان فرکانس قبلی برایتان آشنا شود … و شما آغاز به احساس هرچه بیشتر راحتی با آنچه که انتخاب به خلق نمودنش می گیرید ، خواهید کرد.

بسیاری از شما این دنیای جدید را در رویا می بینند … این "عصر زرین" را … در عین حال آن بسی برتر از رویاهای شماست. چون هنگامیکه شما به تعالی و تکاملی که روزی داشتید باز کردید … توانمندی خلق جهانی بس عظیم تر از برترین اندیشه های فعلی خود خواهید داشت. 

آنچه که شما خلق خواهید کرد ای عزیزترینان … احساس کودکی را در شما بوجود خواهد آورد که به دیدن کیک و ژله و بستنی روی میز چشم چرانی می کند!

ببخشید! این قیاس کمی عجیب است.

آیا فراموش کرده اید گفتار کودکی را وقتی که چنین می کند؟

نه. آنها نمی دانند کدامیک را اول انتخاب و در بشقاب خود بگذارند.

و تمام مطلب همین است!

ممکن است اضافه کنیم … گروههایی تشکیل خواهند شد. روحهای ماهر خاصی برای خلق افکار خلاقه خود گرد هم خواهند امد. شور و نشاط فراوانی خواهد بود. شادی بسیار فراوان.

بخاطر بیاورید وقتی که پروژه جدیدی را شروع می کنید … علاقه و تصمیم کودکی را دارید که راه رفتن می آموزد.

این (احساس متعلق به) شما خواهد بود … البته هزار برابر آن. قلب شما به فاز تازه خود وارد و همه آنچه را که باید ، در نهایت شوق انجام می دهد … و اینرا بشما می گوییم … گرانبهاترین هدیه … در تمامی این فاز نو … آنست که … هیچ یک از اینها این احساس را ایجاد نمی کند که برای خدمت بخود صورت گرفته اند. همه اندیشه ها و اعمال "با عشق" و "برای دیگران" است.

هرچه که به ذهن شما می رسد امکان "احساس و درک" در سطحی متفاوت دارد … دقیقا آنچه که برای دیگران می خواهید.

مجسم کنید که شما یک گلوله پشمی نتابیده هستید … هنگامی که رویدادها رخ دادند … تمام بافته ها ردیف به ردیف شکافته می شوند … آنگاه همگی شما بصورت گلوله پشمی نتابیده و هم شکل می شوید. در واقع شما همیشه همین پشم بوده اید … در حالیکه اکنون … همگی بهم پیوسته ، یک وجود واحد (گلوله پشمی) خلق کرده اید!!
(این مثال در فارسی مفهوم چندان زیبایی ندارد!!).

فکر کردم شما می خواهید بگویید که یک جلیقه خلق کرده ایم! آه ! من هرگز علاه ای به آن شماره های مربوط به بافتن نداشته ام!!!
(بلاسم هم از این مثال زیاد خوشش نیامده!!!).

همه آنچه که ما اینک بشما می گوییم … بشما قول می دهیم … احساس لازم را طی روند روزهای آینده در شما بوجود خواهند آورد. وقتی شما از زمان و شرایط آینده خود به گفتار ما رجوع کرده آنها را دیگر بار بخوانید ، بشدت متعجب خواهید شد از صحت و درستی گفته های ما ، و در عین حال … در این لحظه از زمان … شما فقط می توانید انها را مجسم کرده یا حدس بزنید.

شما ممکن است ندانید دقیقا چه اتفاقی در ابعاد فیزیکی در آینده شما رخ خواهند داد … در حالیکه همه آنچه که شما باید بکنید اینست که چشمهای خود را بسته … گفتار ما را بعنوان حقایق حس کنید … در این حالت بخش غیرفیزیکی شما در آنجا حاضر خواهد بود. چه شما قادر به حس کردنش خواهید بود. پس شما می دانید … که در عین حال ، زمان شما به زمان نیاز دارد تا بشما برسد (اندیشه و احساس شما جلوتر از زمان است)!

از زمان گفتید … بنظرم برای امروز تمام شده.

در "هر چیزی" وجود دارد … "عشق" … هنگامی که شما این "حقیقت" را "دانستید" … ارتعاشات شما با "عشق" خواهد بود که در "همه چیز" موجود است … بخودتان اجازه دهید که "هیچ نباشید" بجز "عشق".

عاشقانه دوستتان دارم. متشکرم … از صمیم قلب … متشکرم.   
 Website: Blossom Goodchild

  Translator: Behi
Email:arcturian.nation@gmail.com 

0 نظرات:

ارسال یک نظر

2012


با زیر نویس فارسی Click the video button CC to choose your language subtitles